مطالبه هزینههای بالاسری به هزینه هایی گفته می شود که مستقیماً به یک آیتم اجرایی مشخص مربوط نیستند، اما برای اداره و ادامه پروژه ضروری هستند. توضیح اینکه، در بسیاری از پروژه های عمرانی، ساختمانی، تأسیساتی، راهسازی و صنعتی، پروژه در مدت اولیه پیش بینی شده به پایان نمی رسد و اجرای قرارداد برای ماه ها یا حتی سال ها ادامه پیدا میکند.
لکن تمدید مدت پیمان در ظاهر صرفاً به معنای افزایش زمان اجرای پروژه است، اما در عمل آثار مالی قابل توجهی برای پیمانکار به همراه دارد. زیرا پیمانکار ناچار است، برای مدت طولانی تری کارگاه را فعال نگه دارد، نیروهای انسانی را حفظ کند، تجهیزات را در پروژه مستقر نماید و هزینههای مدیریتی و اداری بیشتری پرداخت کند، که این هزینههای اضافی که خارج از برآورد اولیه پیمان به پیمانکار تحمیل میشود، در ادبیات فنی و حقوقی با عنوان هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان شناخته می شود.
مهم ترین مصادیق هزینههای بالاسری کدامند؟
- حقوق کادر مدیریتی پروژه
- حقوق عوامل دفتری و اداری
- هزینه نگهداری دفتر کارگاه
- هزینه آب، برق، گاز و ارتباطات
- هزینه استقرار ماشینآلات
- هزینه بیمه های جاری
- هزینه حفاظت و نگهبانی
- هزینه حمل و نقل پشتیبانی
- هزینه استهلاک تجهیزات
- هزینههای اداری شرکت پیمانکار
چه زمانی پیمانکار حق مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان را دارد؟
مهم ترین شرط ایجاد این حق آن است که تمدید مدت پیمان ناشی از تقصیر یا قصور پیمانکار نباشد. در عمل، زمانی امکان مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان وجود دارد که افزایش مدت اجرای پروژه ناشی از عواملی خارج از اختیار پیمانکار باشد. برای مثال :
- تأخیر کارفرما در تحویل کارگاه
- تأخیر در پرداخت صورت وضعیتها
- تغییر نقشهها و مشخصات فنی
- افزایش حجم عملیات
- تعلیق پروژه
- دستورات جدید کارفرما
- موانع اجرایی ناشی از عملکرد کارفرما
- تأخیر در تأمین مصالح یا تجهیزات تعهدشده توسط کارفرما
در این شرایط، پیمانکار می تواند علاوه بر سایر مطالبات، هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان را نیز مطالبه کند.
چرا دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان اهمیت دارد؟
بسیاری از پیمانکاران تنها به دنبال مطالبه صورت وضعیتها یا تعدیل پیمان هستند و از مطالبه هزینههای بالاسری غفلت میکنند. در حالی که در پروژه های طولانی مدت، هزینه های بالاسری گاهی از اصل مطالبات پروژه نیز بیشتر می شود. برای مثال، پروژه ای که قرار بوده در ۱۲ ماه به پایان برسد، به دلیل تأخیرات کارفرما ۳۰ ماه ادامه پیدا میکند. در چنین وضعیتی، پیمانکار ناچار است برای ۱۸ ماه اضافی دفتر کارگاه را حفظ کند، پرسنل فنی و اداری را نگه دارد، تجهیزات را مستقر نگه دارد، هزینههای جاری پروژه را پرداخت کند. این هزینه ها معمولاً منشأ اصلی دعوای مطالبه هزینه های بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان هستند.
شرایط طرح دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان
-
اثبات تمدید مدت پیمان
اولین شرط آن است که تمدید مدت پروژه محرز باشد. این موضوع معمولاً از طریق ابلاغیه های تمدید، مدت صورتجلسات پروژه، مکاتبات کارفرما،گزارشهای دستگاه نظارت اثبات می شود.
-
اثبات عدم تقصیر پیمانکار
مهم ترین رکن دعوا همین موضوع است.اگر تمدید مدت ناشی از قصور پیمانکار باشد، اصولاً امکان مطالبه هزینه های بالاسری وجود نخواهد داشت. بنابراین پیمانکار باید ثابت کند که افزایش مدت پیمان ناشی از عوامل منتسب به کارفرما یا عوامل خارج از اختیار وی بوده است.
-
اثبات ورود هزینههای اضافی
پیمانکار باید نشان دهد که تمدید مدت پروژه موجب تحمیل هزینه های واقعی شده است. این موضوع معمولاً از طریق اسناد مالی، لیست حقوق کارکنان، قراردادهای اجاره، اسناد بیمه، مدارک استقرار تجهیزات اثبات می شود.
نحوه طرح دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان
پیش از طرح دعوا، پیمانکار باید مدت تمدید پروژه را مشخص کند، علت تمدید را اثبات نماید، هزینه های تحمیل شده را محاسبه کند، مستندات مالی و قراردادی را جمعآوری نماید. پس از آن می تواند از طریق دادگاه یا داوری نسبت به مطالبه هزینه های بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان اقدام کند.
عنوان خواسته در دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان
بسته به شرایط پرونده، خواسته میتواند با عناوین زیر مطرح شود:
- مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان
- مطالبه هزینههای ناشی از طولانی شدن مدت اجرای پروژه
- مطالبه خسارات ناشی از تأخیر کارفرما در اجرای پروژه
- مطالبه هزینههای سربار ناشی از تمدید مدت پیمان
- مطالبه هزینههای اضافی ناشی از تأخیرات کارفرما
- مطالبه خسارات ناشی از عدم تحویل به موقع کارگاه
در برخی پرونده ها این خواسته همراه با خواسته های ابطال فسخ پیمان، الزام به خاتمه پیمان، مطالبه تعدیل پیمان، صورت وضعیت های معوق و خسارت تأخیر در پرداخت مطرح می شود.
مرجع صالح رسیدگی به دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان
مرجع رسیدگی تابع مفاد قرارداد است. اگر قرارداد فاقد شرط داوری باشد، دادگاه عمومی حقوقی صالح به رسیدگی خواهد بود. اما در بسیاری از قراردادهای پیمانکاری، به ویژه قراردادهای تابع شرایط عمومی پیمان، رسیدگی به اختلافات از طریق داوری پیش بینی شده است. به همین دلیل بررسی بند حل اختلاف قرارداد پیش از طرح دعوا ضروری است.
نقش کارشناسی در دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان
کارشناسی در این دعاوی نقش اساسی دارد، چرا که در بسیاری از پرونده ها، نتیجه کارشناسی تعیینکننده مبلغ نهایی محکوم به خواهد بود. و در قرار ارجاع امر به کارشناس معمولاً درباره موضوعات زیر اظهارنظر می گردد:
- میزان واقعی تأخیر
- علت تمدید مدت پیمان
- سهم هر یک از طرفین در ایجاد تأخیر
- میزان هزینههای بالاسری قابل مطالبه
- رابطه میان تمدید مدت و خسارات ادعایی
دفاعیات رایج کارفرما در دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان
تجریه عملی نشان می دهد که کارفرمایان معمولاً به دفاعیات زیر استناد میکنند:
- تأخیرات ناشی از عملکرد پیمانکار بوده است.
- هزینههای ادعایی مستند نیست.
- هزینههای بالاسری قبلاً پرداخت شده است.
- تمدید مدت پیمان بدون بار مالی بوده است.
- پیمانکار خسارت واقعی را اثبات نکرده است.
به همین دلیل جمع آوری مستندات از ابتدای پروژه اهمیت فراوانی دارد.
آیا هر تمدید مدت پیمان موجب ایجاد حق مطالبه هزینههای بالاسری میشود؟
خیر. تمدید مدت زمانی موجب ایجاد حق مطالبه میشود که ناشی از عوامل منتسب به کارفرما یا عوامل خارج از اختیار پیمانکار باشد.
آیا پیمانکار میتواند همزمان هزینههای بالاسری و تعدیل پیمان را مطالبه کند؟
بله. زیرا منشأ این دو مطالبه متفاوت است. تعدیل پیمان مربوط به تغییر قیمتهاست، اما هزینههای بالاسری ناشی از افزایش مدت اجرای پروژه است.
آیا هزینههای بالاسری فقط در قراردادهای تابع شرایط عمومی پیمان قابل مطالبه است؟
خیر. این حق می تواند در سایر قراردادهای پیمانکاری نیز وجود داشته باشد؛ مشروط بر اینکه مبنای قراردادی یا قانونی و مستندات کافی برای اثبات آن وجود داشته باشد.
مهمترین مدرک برای اثبات هزینههای بالاسری چیست؟
مهم ترین ادله شامل اسناد مالی، لیست حقوق کارکنان، قراردادهای پشتیبانی، اسناد بیمه، مکاتبات پروژه و نظریه کارشناسی است.
تفاوت هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان با تعدیل پیمان
یکی از رایج ترین اشتباهات در دعاوی پیمانکاری، یکسان دانستن هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان با تعدیل پیمان است. در حالی که این دو مطالبه از نظر مبنای حقوقی، نحوه محاسبه و شرایط مطالبه کاملاً متفاوت هستند. تعدیل پیمان برای جبران آثار ناشی از افزایش قیمتها، تورم، تغییر شاخص های اقتصادی و نوسانات بازار پیشبینی شده است. اما هزینه های بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان به هزینه هایی مربوط می شود که در نتیجه طولانی شدن مدت اجرای پروژه به پیمانکار تحمیل شده است.
برای مثال، افزایش قیمت سیمان یا میلگرد موضوع تعدیل پیمان است. اما هزینه نگهداری دفتر کارگاه برای چند ماه اضافی موضوع هزینههای بالاسری است. به همین دلیل، پیمانکار میتواند در صورت وجود شرایط قانونی، هم تعدیل پیمان و هم هزینه های بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان را به صورت همزمان مطالبه کند.
تفاوت هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان با مطالبه مابهالتفاوت ناشی از تغییر مقادیر کار
یکی دیگر از اشتباهات متداول، خلط میان هزینههای بالاسری و مطالبات ناشی از تغییر مقادیر کار است. در دعوای مطالبه مابهالتفاوت ناشی از تغییر مقادیر کار، منشأ مطالبه افزایش یا کاهش حجم عملیات اجرایی است، اما در دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان، منشأ مطالبه افزایش زمان اجرای پروژه است. البته در بسیاری از پروژهها این دو موضوع به یکدیگر مرتبط هستند. برای مثال، فزایش مقادیر کار ممکن است، موجب تمدید مدت پیمان شود و در نتیجه علاوه بر مابهالتفاوت ناشی از تغییر مقادیر کار، هزینههای بالاسری نیز برای پیمانکار ایجاد شود. به همین دلیل در بسیاری از پرونده ها، هر دو خواسته به صورت همزمان مطرح میشوند.
تفاوت هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان با خسارت تأخیر در پرداخت مطالبات پیمانکار
گاهی پیمانکاران تصور میکنند، هزینههای بالاسری همان خسارت ناشی از تأخیر در پرداخت مطالبات است، در حالی که این دو مطالبه نیز مبانی متفاوتی دارند. خسارت تأخیر در پرداخت مطالبات پیمانکار ناشی از عدم پرداخت به موقع بدهی های کارفرما است. اما هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان به هزینه های اضافی تحمیلشده در نتیجه ادامه پروژه مربوط می شود.
بنابراین حتی اگر کارفرما تمامی صورت وضعیتها را پرداخت کرده باشد، باز هم ممکن است، پیمانکار به دلیل تمدید مدت پروژه مستحق دریافت هزینههای بالاسری باشد.
مهمترین دلایل ایجاد هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان
بررسی پرونده های پیمانکاری نشان می دهد، مهم ترین عوامل ایجاد این مطالبه عبارت اند از:
-
تأخیر در تحویل کارگاه
یکی از شایع ترین علل تمدید مدت پیمان، تأخیر کارفرما در تحویل زمین، محل اجرا یا کارگاه پروژه است.
-
تأخیر در پرداخت صورت وضعیتها
عدم تأمین منابع مالی پروژه و تأخیر در پرداخت مطالبات پیمانکار، یکی از مهمترین عوامل طولانی شدن اجرای قرارداد است.
-
تغییر نقشهها و مشخصات فنی
اصلاحات مکرر نقشهها معمولاً موجب توقف یا کند شدن روند اجرا و افزایش هزینههای بالاسری میشود.
-
افزایش مقادیر کار
در بسیاری از پروژهها، افزایش حجم عملیات اجرایی موجب تمدید مدت پیمان و افزایش هزینههای مدیریتی و اجرایی میشود.
-
تعلیق پروژه
هرگونه تعلیق یا توقف پروژه میتواند هزینههای قابل توجهی برای پیمانکار ایجاد کند.
نحوه طرح دعوای متقابل توسط کارفرما در دعوای هزینههای بالاسری
یکی از موضوعاتی که کمتر در مقالات حقوقی مطرح می شود، امکان طرح دعوای متقابل توسط کارفرما است. در بسیاری از پرونده ها، پیمانکار دعوای مطالبه هزینه های بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان را مطرح میکند؛ اما کارفرما نیز در مقام دفاع ادعا میکند که بخش یا تمام تأخیرات ناشی از عملکرد پیمانکار بوده است. در این شرایط، کارفرما ممکن است، دعوای متقابل با خواستههای زیر مطرح کند :
- مطالبه خسارت تأخیر در انجام تعهدات
- مطالبه وجه التزام قراردادی
- مطالبه خسارات ناشی از تأخیر در تحویل پروژه
- مطالبه هزینه های تحمیل شده به کارفرما
- تأیید مسئولیت پیمانکار در تمدید مدت پیمان
به همین دلیل، پیمانکار باید پیش از طرح دعوا، وضعیت تأخیرات پروژه و سهم هر یک از طرفین را به دقت بررسی کند.
عنوان خواسته در دعوای متقابل کارفرما در دعوای مطالبه هزینه های بالاسری
در رویه عملی، مهم ترین عناوین خواسته کارفرما عبارت اند از :
- مطالبه خسارت ناشی از تأخیر پیمانکار
- مطالبه وجه التزام قراردادی
- مطالبه جریمه تأخیر در انجام تعهدات
- مطالبه خسارات ناشی از عدم انجام به موقع موضوع پیمان
- مطالبه هزینههای اضافی تحمیل شده به کارفرما
این خواستهها معمولاً همزمان با دفاع در برابر دعوای پیمانکار مطرح می شوند.
مهمترین مدارک برای اثبات هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان
پیمانکار برای موفقیت در این دعوا بهتر است، مدارک زیر را از ابتدای پروژه نگهداری کند :
- صورتجلسات کارگاهی
- مکاتبات مربوط به تأخیرات پروژه
- درخواست های تمدید مدت پیمان
- موافقت نامههای تمدید مدت
- اسناد حقوق و دستمزد کارکنان
- قراردادهای اجاره تجهیزات
- اسناد بیمه
- گزارش های دستگاه نظارت
- صورت وضعیتها
- گزارش کارشناسان رسمی
در عمل، بخش عمده موفقیت یا شکست این دعاوی به کیفیت همین مستندات وابسته است.
آیا صرف تمدید مدت پیمان برای مطالبه هزینههای بالاسری کافی است؟
یکی از مهم ترین اشتباهات پیمانکاران این است که تصور میکنند هر تمدید مدت پیمان به طور خودکار موجب ایجاد حق مطالبه هزینههای بالاسری می شود. در حالی که از منظر حقوقی، صرف افزایش مدت اجرای پروژه برای موفقیت در دعوا کافی نیست. پیمانکار باید سه موضوع را به طور همزمان اثبات کند:
- تمدید مدت پیمان واقعاً رخ داده است.
- تمدید مدت ناشی از عوامل منتسب به کارفرما یا عوامل خارج از اختیار پیمانکار بوده است.
- این تمدید موجب تحمیل هزینههای واقعی و قابل محاسبه شده است.
به همین دلیل، در بسیاری از پرونده ها اگرچه تمدید مدت پیمان مورد پذیرش قرار میگیرد، اما دعوای مطالبه هزینههای بالاسری به دلیل فقدان ادله کافی رد می شود.
هزینههای بالاسری قابل مطالبه دقیقاً شامل چه مواردی است؟
یکی از پرسش های مهم دادگاه و هیأت کارشناسی این است که کدام هزینه ها واقعاً ناشی از تمدید مدت پیمان هستند. مهم ترین هزینههای قابل مطالبه عبارت اند از :
- هزینه های دفتر کارگاه
- هزینه اجاره، نگهداری و اداره دفتر کارگاه در مدت اضافی پروژه.
- هزینه های پرسنل فنی و مدیریتی
- حقوق مدیر پروژه، سرپرست کارگاه، مسئول فنی، مسئول دفتر فنی و سایر نیروهایی که به دلیل تمدید مدت همچنان در پروژه حضور داشتهاند.
- هزینه های ماشینآلات و تجهیزات
- هزینه استقرار، توقف، استهلاک یا آماده بهکاری ماشینآلاتی که به علت طولانی شدن پروژه در کارگاه باقی مانده اند.
- هزینه های بیمه و تضمینات
- تمدید بیمهنامه ها، ضمانتنامه ها و سایر هزینه های مرتبط با ادامه پروژه.
- هزینه های پشتیبانی و اداری
- هزینه های اداری شرکت پیمانکار که مستقیماً تحت تأثیر افزایش مدت اجرای پروژه قرار گرفتهاند.
آیا هزینههای بالاسری بدون تمدید رسمی مدت پیمان نیز قابل مطالبه است؟
در برخی پروژهها، کار عملاً طولانیتر می شود، اما تشریفات رسمی تمدید مدت پیمان انجام نمیشود. در چنین شرایطی نیز ممکن است، پیمانکار بتواند با استناد به صورتجلسات پروژه، گزارش های دستگاه نظارت، مکاتبات رسمی و واقعیت اجرایی پروژه اثبات کند که پروژه فراتر از مدت اولیه ادامه داشته و هزینه های اضافی به وی تحمیل شده است. بنابراین فقدان ابلاغیه رسمی تمدید مدت، همیشه مانع مطالبه هزینههای بالاسری نیست.
آیا هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان مشمول مرور زمان یا اسقاط حق میشود؟
یکی از دفاعیات رایج کارفرمایان این است که پیمانکار در طول اجرای پروژه اعتراضی نکرده و اکنون حق مطالبه ندارد. به همین دلیل، پیمانکار باید از همان زمان ایجاد تأخیرات، مکاتبات لازم را انجام دهد، درخواست تمدید مدت ارائه کند،آثار مالی تأخیرات را اعلام نماید و حق خود را برای مطالبه خسارات و هزینههای بالاسری محفوظ نگه دارد. عدم اعتراض به موقع می تواند در ارزیابی دادگاه یا داور اثرگذار باشد، هرچند همیشه موجب سقوط حق مطالبه نمی شود.
آیا امضای صورتجلسه تمدید مدت پیمان به معنای صرف نظر از هزینههای بالاسری است؟
خیر؛ لزوماً چنین نیست. در بسیاری از پروژهها، پیمانکار با تمدید مدت موافقت میکند، اما درباره آثار مالی آن توافقی صورت نمیگیرد. در این شرایط، اصل پذیرش تمدید مدت به معنای اسقاط حق مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان نیست، مگر آنکه در توافقات یا صورتجلسات به طور صریح بر تسویه کامل آثار مالی تأکید شده باشد. به همین دلیل، متن صورتجلسات تمدید مدت از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
آیا پیمانکار میتواند همزمان هزینههای بالاسری، خسارت تأخیر و تعدیل پیمان را مطالبه کند؟
در بسیاری از پروندهها بله. زیرا این مطالبات منشأهای متفاوتی دارند، هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان ناشی از افزایش زمان اجرای پروژه است، تعدیل پیمان ناشی از تغییر قیمتها و شرایط اقتصادی است و خسارت تأخیر در پرداخت مطالبات پیمانکار ناشی از عدم پرداخت به موقع دیون کارفرما است.
البته باید دقت شود که یک هزینه واحد تحت چند عنوان مختلف مطالبه نشود، زیرا این موضوع یکی از مهمترین ایرادات کارفرمایان در دعاوی پیمانکاری است.
مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان؛ دعوای اثبات تأخیر است یا دعوای اثبات خسارت؟
در نگاه نخست، بسیاری تصور میکنند موضوع دعوا صرفاً اثبات طولانی شدن مدت پروژه است؛ اما در عمل، دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان بیش از آنکه دعوای اثبات تأخیر باشد، دعوای اثبات خسارت است. در بسیاری از پروندهها، اصل تمدید مدت پیمان مورد اختلاف نیست و حتی کارفرما نیز افزایش مدت اجرای پروژه را میپذیرد. اختلاف اصلی زمانی شکل میگیرد که پیمانکار مدعی میشود این افزایش مدت، هزینههای اضافی و پیشبینینشدهای را به او تحمیل کرده است.به همین دلیل، دادگاه و هیأت کارشناسی معمولاً به دنبال پاسخ به این پرسش هستند که آیا میان تمدید مدت پیمان و هزینههای ادعایی پیمانکار رابطه مستقیم و قابل اثبات وجود دارد؟. هرچه این رابطه دقیقتر اثبات شود، احتمال موفقیت دعوا بیشتر خواهد بود.
چرا برخی دعاوی هزینههای بالاسری با وجود محق بودن پیمانکار رد میشوند؟
بررسی آرای دادگاهها و پروندههای پیمانکاری نشان میدهد بسیاری از دعاوی نه به دلیل ضعف مبنای حقوقی، بلکه به دلیل ضعف اثباتی شکست میخورند. برای مثال، پیمانکار ادعا میکند، پروژه ۱۸ ماه تمدید شده است،کارفرما مسئول تأخیر بوده است، هزینههای سنگینی به وی تحمیل شده است. اما هنگامی که دادگاه از او مدارک هزینهها را مطالبه میکند، اسناد کافی ارائه نمیشود. در چنین شرایطی ممکن است، اصل تأخیر پذیرفته شود، اما مبلغ مطالبهشده کاهش یابد یا حتی دعوا رد شود. بنابراین در دعوای مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان، اثبات خسارت به اندازه اثبات تأخیر اهمیت دارد.
آیا هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان قابل تهاتر با مطالبات پیمانکار است؟
یکی از موضوعات مهم در قراردادهای پیمانکاری، بحث تهاتر مطالبات است. در برخی پروندهها، کارفرما مدعی است که پیمانکار بابت تأخیر در انجام تعهدات بدهکار است، جریمه تأخیر یا خسارت قراردادی دارد، یا مطالباتی از پیمانکار قابل وصول است. در مقابل، پیمانکار نیز هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان را مطالبه میکند. در چنین شرایطی، موضوع تهاتر مطالبات پیمانکار و کارفرما مطرح میشود و دادگاه یا داور باید ابتدا میزان دقیق مطالبات هر یک از طرفین را مشخص کند. به همین دلیل، در بسیاری از پروندهها دعوای مطالبه هزینههای بالاسری با موضوع تهاتر مطالبات ارتباط مستقیم پیدا میکند.
آیا هزینههای بالاسری پس از تسویه حساب نهایی نیز قابل مطالبه است؟
این پرسش یکی از پرتکرارترین سؤالات پیمانکاران است. پاسخ مطلقی برای آن وجود ندارد و هر پرونده باید به طور مستقل بررسی شود. دادگاه معمولاً به با توجه به مفاد صورتجلسه تسویه حساب، وجود یا عدم وجود حق تحفظ پیمانکار، زمان ایجاد مطالبه، آگاهی طرفین از خسارات در زمان تسویه و مفاد قرارداد تصمیم گیری می نمایند.
بنابراین صرف امضای تسویه حساب نهایی همیشه به معنای سقوط حق مطالبه هزینههای بالاسری ناشی از تمدید مدت پیمان نیست.
ارتباط مطالبه هزینههای بالاسری با شرایط عمومی پیمان
در قراردادهای تابع شرایط عمومی پیمان، مطالبه هزینههای بالاسری معمولاً با موضوعات دیگری نیز گره میخورد. از جمله، تمدید مدت پیمان؛تعلیق پیمان، تغییر مقادیر کار، تأخیر در تحویل کارگاه، تأخیر در پرداخت صورت وضعیتها، خاتمه پیمان، فسخ پیمان.
به همین دلیل، رسیدگی به این دعوا معمولاً نیازمند بررسی مجموعهای از اسناد و رویدادهای پروژه است و نمیتوان آن را صرفاً یک مطالبه مالی ساده دانست.
دادگاه در دعوای مطالبه هزینههای بالاسری دقیقاً به دنبال اثبات چه چیزی است؟
یکی از اشتباهات رایج پیمانکاران این است که تصور میکنند با ارائه فهرستی از هزینهها میتوانند در دعوا موفق شوند.در حالی که از دیدگاه دادگاه، سه موضوع باید به طور همزمان اثبات شود:
-
نخست: وقوع تأخیر یا تمدید مدت پیمان
باید مشخص شود پروژه بیش از مدت قراردادی ادامه یافته است.
-
دوم: انتساب تأخیر به کارفرما
باید روشن شود که علت تمدید مدت پیمان ناشی از عملکرد کارفرما، دستگاه نظارت، مشاور یا عوامل خارج از اختیار پیمانکار بوده است.
-
سوم: ورود خسارت واقعی
پیمانکار باید ثابت کند که تمدید مدت پیمان واقعاً موجب افزایش هزینه های او شده است. نتیجتا نبود هر یک از این سه رکن می تواند موجب رد دعوا یا کاهش مبلغ مطالبه شود.




