شکایت از جهاد کشاورزی زمانی مطرح می شود که وزارت جهاد کشاورزی، سازمان های جهاد کشاورزی استان ها، مدیریت های جهاد کشاورزی شهرستان ها یا سایر واحدهای تابعه، برخلاف قوانین و مقررات، تصمیم یا اقدامی اتخاذ کنند، از انجام تکالیف قانونی خود امتناع ورزند یا با اقدامات و تصمیمات اداری خود، حقوق و منافع اشخاص را تضییع نمایند. این شکایت ممکن است، با هدف ابطال تصمیمات و اقدامات اداری، الزام جهاد کشاورزی به انجام وظایف قانونی، اعتراض به آرای کمیسیون های وابسته، ابطال بخشنامه ها و دستورالعمل های خلاف قانون، مطالبه خسارت ناشی از اقدامات غیرقانونی یا پیگیری سایر حقوق قانونی اشخاص مطرح شود.
با توجه به اینکه دعاوی علیه جهاد کشاورزی از تنوع و پیچیدگی قابل توجهی برخوردار هستند، تشخیص صحیح نوع دعوا، انتخاب مرجع صالح و تنظیم خواسته متناسب با موضوع، نقش تعیین کننده ای در موفقیت پرونده دارد. در بسیاری از موارد، رسیدگی به اعتراض نسبت به تصمیمات و اقدامات اداری جهاد کشاورزی در صلاحیت دیوان عدالت اداری است، اما در برخی دعاوی، از جمله مطالبه خسارت یا سایر اختلافات حقوقی، رسیدگی در صلاحیت دادگاه های عمومی حقوقی قرار می گیرد. از این رو، پیش از هر اقدام، باید ماهیت حقوقی اختلاف به دقت بررسی شود تا دعوا در مرجع صالح و با خواسته ای صحیح اقامه شود.
شکایت از جهاد کشاورزی در چه مواردی امکان پذیر است؟ ( چه تصمیمات و اقدامات جهاد کشاورزی قابل اعتراض و شکایت است؟ )
مواردی که بیشترین حجم شکایت از جهاد کشاورزی را به خود اختصاص می دهند عبارتند از:
- امتناع یا تأخیر غیرقانونی در صدور مجوز، پروانه یا موافقت اصولی.
- لغو، ابطال یا تعلیق مجوزها و پروانه های صادر شده.
- اعتراض به تصمیمات کمیسیون های وابسته به جهاد کشاورزی.
- اعتراض به اجرای قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها.
- اعتراض به دستور قلع و قمع بنا یا مستحدثات و سایر اقدامات اجرایی.
- خودداری از انجام تکالیف قانونی یا ارائه خدمات اداری.
- اعتراض به بخشنامه ها، دستورالعمل ها و تصمیمات مغایر قانون.
- مطالبه خسارت ناشی از اقدامات یا تصمیمات غیرقانونی جهاد کشاورزی، در صورت تحقق شرایط قانونی.
نکته حائز اهمیت اینکه، ملاک اصلی برای امکان طرح شکایت، صرف نارضایتی از عملکرد جهاد کشاورزی نیست، بلکه باید تصمیم، اقدام یا خودداری از اقدام، برخلاف قوانین و مقررات بوده و موجب تضییع حق یا ورود خسارت به شخص شده باشد. از این رو، پیش از طرح دعوا لازم است، موضوع از نظر مبانی قانونی، مرجع صالح و خواسته قابل طرح به دقت بررسی شود تا از طرح دعوای غیرموجه یا انتخاب مرجع نامناسب جلوگیری شود.
مرجع صالح برای شکایت از جهاد کشاورزی کجاست؟ ( برای شکایت از جهاد کشاورزی به کجا مراجعه کنیم؟ )
تشخیص مرجع صالح، نخستین و مهم ترین گام در طرح شکایت از جهاد کشاورزی است. برخلاف تصور بسیاری از اشخاص، همه دعاوی علیه جهاد کشاورزی در یک مرجع رسیدگی نمی شوند؛ بلکه مرجع صالح با توجه به نوع خواسته، ماهیت اختلاف و موضوع شکایت تعیین می شود. طرح دعوا در مرجع غیرصالح، علاوه بر اتلاف وقت و تحمیل هزینه، ممکن است موجب رد دادخواست یا از دست رفتن برخی حقوق قانونی شود.
به طور کلی، هرگاه شکایت ناظر بر اعتراض به تصمیمات، اقدامات یا خودداری از انجام وظایف قانونی وزارت جهاد کشاورزی، سازمان های جهاد کشاورزی استان ها یا سایر واحدهای تابعه باشد، رسیدگی در صلاحیت دیوان عدالت اداری قرار دارد. برای مثال، اعتراض به امتناع از صدور مجوز، ابطال یا تعلیق پروانه، اعتراض به تصمیمات کمیسیون های وابسته، درخواست ابطال بخشنامه ها و دستورالعمل های خلاف قانون و الزام جهاد کشاورزی به انجام تکالیف قانونی، از جمله دعاوی قابل طرح در دیوان عدالت اداری است.
در مقابل، چنانچه موضوع دعوا مطالبه خسارت، مطالبه وجه یا سایر اختلافات حقوقی ناشی از مسئولیت مدنی جهاد کشاورزی باشد، رسیدگی حسب مورد در صلاحیت دادگاه های عمومی حقوقی خواهد بود. البته در برخی موارد، طرح دعوای مطالبه خسارت مستلزم آن است که ابتدا غیرقانونی بودن تصمیم یا اقدام اداری جهاد کشاورزی در دیوان عدالت اداری احراز و سپس دعوای مطالبه خسارت در دادگاه عمومی حقوقی اقامه شود.
شرایط شکایت از جهاد کشاورزی چیست؟
- وجود نفع و سمت قانونی برای طرح شکایت؛ به این معنا که شخص شکایت کننده باید ذی نفع بوده و تصمیم یا اقدام جهاد کشاورزی مستقیماً بر حقوق وی اثر گذاشته باشد.
- مشخص بودن تصمیم یا اقدام مورد اعتراض؛ مانند رد درخواست صدور مجوز، لغو پروانه، تصمیم کمیسیون های مربوط، اخطارهای قانونی یا سایر اقدامات اداری..
- رعایت مهلت های قانونی در مواردی که قانون برای طرح شکایت مهلت تعیین کرده است.
- ارائه دلایل و مدارک کافی برای اثبات ادعا؛ از جمله مجوزها، مکاتبات اداری، آرای صادره، قراردادها، اسناد مالکیت و سایر مستندات مرتبط.
- طرح شکایت در مرجع صالح؛ زیرا نوع خواسته تعیین می کند که دعوا باید در دیوان عدالت اداری یا دادگاه عمومی حقوقی مطرح شود.
نکات کاربردی:
- در دعاوی مربوط به اعتراض به تصمیمات و اقدامات اداری جهاد کشاورزی، معمولاً بررسی می شود که آیا اقدام دستگاه دولتی در حدود اختیارات قانونی انجام شده یا خارج از حدود قانون بوده است. همچنین در مواردی که جهاد کشاورزی از انجام وظیفه قانونی خود خودداری کرده باشد، امکان طرح درخواست الزام دستگاه به انجام وظیفه قانونی نیز وجود دارد.
- با توجه به اینکه بسیاری از اختلافات با جهاد کشاورزی به قوانین خاص مانند قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها، مقررات صدور مجوزها و آیین نامه های اجرایی مرتبط ارتباط دارد، تنظیم صحیح خواسته و استناد دقیق به مقررات، نقش مهمی در پذیرش و موفقیت شکایت خواهد داشت.
طرف شکایت ( خوانده ) در دعوای علیه جهاد کشاورزی چه کسی است؟
در شکایت علیه جهاد کشاورزی، خوانده باید شخص حقوقی یا مرجعی باشد که تصمیم، اقدام یا خودداری از انجام وظیفه قانونی مورد اعتراض، به آن منتسب است. بنابراین، صرف اینکه یک اداره محلی یا واحد اجرایی در موضوع دخالت داشته باشد، موجب نمی شود همان واحد، طرف شکایت قرار گیرد.
ادارات جهاد کشاورزی شهرستان ها دارای شخصیت حقوقی مستقل از وزارت جهاد کشاورزی نیستند؛ بنابراین در صورتی که اقدام مورد اعتراض منتسب به این ادارات باشد، طرف شکایت باید وزارت جهاد کشاورزی به عنوان شخص حقوقی مربوط تعیین شود.
برای مثال، اگر اداره جهاد کشاورزی یک شهرستان از انجام تکلیف قانونی خودداری کرده یا اقدامی انجام داده باشد، اداره شهرستان به تنهایی خوانده مستقل محسوب نمی شود؛ بلکه دعوا باید علیه وزارت جهاد کشاورزی به عنوان دستگاه دارای شخصیت حقوقی مطرح شود.
همچنین کمیسیون ها و هیأت هایی که در ساختار جهاد کشاورزی فعالیت می کنند، مانند بسیاری از مراجع اداری تصمیم گیر، شخصیت حقوقی مستقل ندارند و اصولاً نباید صرفاً به عنوان خوانده قرار گیرند، بلکه باید دستگاه یا مرجع قانونی که کمیسیون زیرمجموعه آن است و آثار حقوقی تصمیم آن به آن مرجع منتسب می شود، طرف شکایت قرار گیرد.
بنابراین، در تنظیم دادخواست علیه جهاد کشاورزی، معیار تعیین خوانده، داشتن شخصیت حقوقی مستقل و انتساب قانونی تصمیم یا اقدام مورد اعتراض است؛ نه نام اداره ای که پرونده در آن تشکیل شده یا کارشناسان و اعضای مرجعی که در فرآیند اداری دخالت داشته اند.
مهلت شکایت از جهاد کشاورزی در دیوان عدالت اداری چقدر است؟
مهلت شکایت از جهاد کشاورزی با توجه به نوع اقدام یا تصمیم مورد اعتراض و مرجع صالح برای رسیدگی، متفاوت است. در بسیاری از دعاوی علیه جهاد کشاورزی، موضوع شکایت مربوط به اعتراض به تصمیمات، اقدامات یا خودداری این دستگاه از انجام وظایف قانونی است که رسیدگی به آن در صلاحیت دیوان عدالت اداری قرار دارد. در این موارد، رعایت مواعد قانونی مقرر در قانون دیوان عدالت اداری، شرط مهم پذیرش و رسیدگی به شکایت خواهد بود.
مطابق تبصره ۳ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی ۱۴۰۲، مهلت اعتراض به تصمیمات و اقدامات دستگاه های اجرایی و مأموران آنها، برای اشخاص مقیم ایران شش ماه و برای اشخاص مقیم خارج از کشور یک سال از تاریخ ابلاغ تصمیم یا اقدام مورد اعتراض تعیین شده است. بنابراین، چنانچه جهاد کشاورزی تصمیمی مانند رد درخواست صدور مجوز، لغو یا تعلیق پروانه، اعلام نظر در خصوص امور مربوط به اراضی، یا هر اقدام اداری دیگری اتخاذ کرده باشد که موجب تضییع حقوق شخص شده است، ذی نفع باید در مهلت قانونی نسبت به طرح شکایت در دیوان عدالت اداری اقدام نماید.
در مواردی که موضوع شکایت، خودداری جهاد کشاورزی از انجام وظیفه قانونی باشد، شرایط متفاوت است. در این موارد، مطابق تبصره ۴ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی ۱۴۰۲، شخص متقاضی باید ابتدا درخواست انجام وظیفه قانونی را به دستگاه مربوط ارائه و رسید دریافت کند. جهاد کشاورزی مکلف است ظرف سه ماه پاسخ قطعی خود را اعلام نماید و در صورت عدم اقدام یا رد درخواست، امکان طرح شکایت در دیوان عدالت اداری فراهم خواهد شد.
نکته مهم آن است که مهلت شش ماهه مقرر در قانون دیوان عدالت اداری، ناظر بر اعتراض به تصمیمات و اقدامات اداری موضوع صلاحیت دیوان است و در تمامی اختلافات با جهاد کشاورزی قابل اعمال نیست. برای مثال، در دعاوی مطالبه خسارت ناشی از اقدامات جهاد کشاورزی، حسب ماهیت دعوا ممکن است مقررات دیگری حاکم بوده و رسیدگی در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی قرار گیرد.
از این رو، در پرونده های مرتبط با جهاد کشاورزی، تعیین دقیق تاریخ ابلاغ تصمیم، بررسی ماهیت اقدام مورد اعتراض و تشخیص مرجع صالح، اهمیت اساسی دارد؛ زیرا بی توجهی به مواعد قانونی یا انتخاب نادرست مسیر قضایی، ممکن است موجب رد شکایت بدون ورود دادگاه یا دیوان به ماهیت اختلاف شود.
بر همین اساس، بهره گیری از نظر وکیل متخصص در دعاوی اداری می تواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کرده و مسیر صحیح احقاق حق را مشخص نماید.
مدارک لازم برای شکایت از جهاد کشاورزی چیست؟
مدارک مورد نیاز با توجه به موضوع شکایت متفاوت خواهد بود. بنابراین، نمی توان برای تمام پرونده ها فهرست یکسانی از مدارک ارائه کرد و لازم است مستندات متناسب با نوع اختلاف تهیه و ضمیمه دادخواست شود.
به طور کلی، مهم ترین مدارکی که در شکایت از جهاد کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از:
- تصویر کارت ملی و مدارک هویتی شاکی یا نماینده قانونی وی.
- مدارک اثبات کننده سمت و ذی نفع بودن شخص، مانند سند مالکیت، قرارداد، پروانه فعالیت، مجوز یا سایر اسناد مرتبط.
- تصویر تصمیم، ابلاغیه، اخطار یا نامه صادر شده از سوی جهاد کشاورزی که مورد اعتراض قرار گرفته است.
- درخواست های ثبت شده در جهاد کشاورزی و پاسخ های دریافتی از آن دستگاه.
- مکاتبات اداری، گزارش ها، نظریات کارشناسی و سایر مستنداتی که ارتباط موضوع با اقدام یا تصمیم جهاد کشاورزی را اثبات می کند.
- اسناد و مدارکی که نشان دهنده تخلف از مقررات یا خروج دستگاه از حدود اختیارات قانونی باشد.
نکته حائز اهمیت اینکه، در مواردی که شکایت مربوط به امتناع جهاد کشاورزی از انجام وظیفه قانونی باشد، ارائه درخواست اولیه به دستگاه مربوط و رسید ثبت آن اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا مطابق تبصره ۴ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی ۱۴۰۲، در این موارد شخص باید ابتدا درخواست خود را به دستگاه ارائه کرده و پس از طی فرآیند قانونی، امکان طرح شکایت در دیوان عدالت اداری را خواهد داشت.
همچنین در پرونده هایی که موضوع شکایت به اراضی زراعی و باغ ها، تغییر کاربری، صدور یا لغو مجوزهای کشاورزی، فعالیت های تولیدی یا تصمیمات کمیسیون های مرتبط مربوط می شود، مدارکی مانند اسناد مالکیت، نقشه ها، مجوزهای قبلی، پروانه های بهره برداری، آرای کمیسیون ها و مکاتبات انجام شده با مراجع ذی ربط، از اهمیت زیادی برخوردار است.
به موجب تجربه عملی، صرف ارائه مدارک عمومی برای موفقیت در دعوا کافی نیست، بلکه باید مستندات به گونه ای انتخاب و تنظیم شوند که ارتباط مستقیم میان حق تضییع شده شخص و اقدام یا تصمیم جهاد کشاورزی را اثبات نمایند. از این رو، بررسی دقیق مدارک پیش از ثبت دادخواست و تنظیم صحیح خواسته، می تواند نقش تعیین کننده ای در نتیجه رسیدگی در دیوان عدالت اداری یا سایر مراجع صالح داشته باشد.
نحوه شکایت از جهاد کشاورزی در دیوان عدالت اداری به چه صورت است؟ ( شکایت از سازمان جهاد کشاورزی در دیوان عدالت اداری چگونه انجام می شود؟ )
- مطابق با ماده 10 قانون دیوان عدالت اداری، در مواردی که وزارت جهاد کشاورزی، سازمان های جهاد کشاورزی استان ها، مدیریت های جهاد کشاورزی شهرستان ها یا مأموران آنها در حدود وظایف قانونی خود، تصمیم یا اقدامی اتخاذ کنند که موجب تضییع حقوق اشخاص شود یا از انجام تکالیف قانونی خود امتناع ورزند، ذی نفع می تواند با تقدیم دادخواست به دیوان عدالت اداری، رسیدگی به موضوع را درخواست نماید.
- برای طرح شکایت از جهاد کشاورزی در دیوان عدالت اداری، نخستین اقدام، تعیین دقیق خواسته و بررسی ماهیت اقدام مورد اعتراض است؛ زیرا نوع خواسته، نحوه رسیدگی و حتی نتیجه پرونده را تحت تأثیر قرار می دهد. به عنوان مثال، در صورتی که جهاد کشاورزی از صدور مجوزی که شخص شرایط قانونی دریافت آن را دارد خودداری کرده باشد، خواسته مناسب می تواند «الزام طرف شکایت به انجام وظیفه قانونی» باشد؛ اما چنانچه تصمیم یا اقدام اداری خلاف قانون صادر شده باشد، حسب مورد باید درخواست «ابطال تصمیم یا لغو اثر از اقدام مورد اعتراض» مطرح شود.
- پس از مشخص شدن موضوع شکایت، دادخواست باید با ذکر مشخصات شاکی، طرف شکایت، موضوع شکایت، خواسته، شرح ماوقع، دلایل و مستندات قانونی تنظیم و از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت شود. ارائه مدارکی مانند مکاتبات اداری، درخواست های ثبت شده، پاسخ های صادره از جهاد کشاورزی، مجوزها، پروانه ها، آرای کمیسیون های مربوط و سایر اسناد مرتبط، نقش مهمی در اثبات ادعا دارد.
- یکی از نکات مهم در دعاوی علیه جهاد کشاورزی، رعایت مهلت قانونی طرح شکایت است. مطابق تبصره ۳ ماده ۱۶ قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی ۱۴۰۲، شکایت نسبت به تصمیمات و اقدامات دستگاه ها و مأموران موضوع ماده ۱۰، برای اشخاص مقیم داخل کشور ظرف شش ماه و برای اشخاص مقیم خارج از کشور ظرف یک سال از تاریخ ابلاغ قابل طرح در دیوان عدالت اداری است؛ مگر اینکه وجود عذر قانونی یا شرعی مورد پذیرش قرار گیرد.
- همچنین در مواردی که اجرای تصمیم یا اقدام جهاد کشاورزی ممکن است موجب ورود خسارتی شود که جبران آن غیرممکن یا دشوار باشد، شاکی می تواند ضمن دادخواست اصلی یا پس از آن، درخواست صدور دستور موقت نماید. مطابق مقررات اصلاحی سال ۱۴۰۲، دیوان عدالت اداری در صورت احراز ضرورت و فوریت، می تواند دستور توقف اجرای تصمیم یا اقدام مورد اعتراض را صادر کند.
- بنابراین، موفقیت در شکایت از جهاد کشاورزی در دیوان عدالت اداری، صرفاً به ثبت یک دادخواست محدود نمی شود؛ بلکه نیازمند تشخیص صحیح ماهیت اقدام اداری، انتخاب دقیق خواسته، رعایت مهلت های قانونی، ارائه مستندات کافی و تنظیم دفاعیات حقوقی متناسب با مقررات حاکم است.
به خصوص در پرونده هایی که موضوع به قوانین خاص مانند حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها، مجوزهای کشاورزی یا تصمیمات کمیسیون های تخصصی مرتبط است، بهره گیری از تجربه و تخصص وکیل دعاوی دیوان عدالت اداری می تواند نقش تعیین کننده ای در نتیجه پرونده داشته باشد.
نحوه رسیدگی به اعتراض به آرای کمیسیون های جهاد کشاورزی در دیوان عدالت اداری چگونه است؟
در دعاوی مرتبط با جهاد کشاورزی، نحوه رسیدگی در دیوان عدالت اداری با توجه به موضوع شکایت متفاوت است. چنانچه اعتراض شخص نسبت به یک رأی یا تصمیم صادره از کمیسیون ها و مراجع اختصاصی اداری باشد، ابتدا باید مشخص شود که رسیدگی به اعتراض آن مرجع، طبق قانون در صلاحیت دیوان عدالت اداری به صورت یک مرحله ای یا دو مرحله ای است.
مطابق قانون دیوان عدالت اداری اصلاحی ۱۴۰۲، رسیدگی به اعتراض نسبت به آرای برخی مراجع اختصاصی اداری ( هیات ها و کمیسیون های اداری ) از جمله اعتراض به رای کمیسیون تبصره 2 ماده 99 به صورت شکلی و یک مرحله ای انجام می شود، یعنی رأی مرجع اداری صرفا از باب نقض قوانین و مقررات یا مخالفت با آنها، مستقیماً در شعبه تجدیدنظر دیوان عدالت اداری مورد بررسی قرار می گیرد و رأی صادره از شعبه تجدیدنظر دیوان قطعی خواهد بود.
در این حالت، شعبه تجدیدنظر دیوان عدالت اداری، با فرض پذیرش عدم رعایت قوانین و مقررات یا مخالفت با آنها، اقدام به نقض رای کمیسیون جهاد کشاورزی نموده و کمیسیون هم عرض موظف به رسیدگی مجدد با رعایت جهات اعلامی دیوان می باشد، لکن رای مجدد رای صادره، بازهم قابل اعتراض در دیوان عدالت اداری است و شعبه تجدیدنظر دیوان، این بار برخلاف رسیدگی سابق، اقدام به ورود در ماهیت موضوع و صدور حکم قطعی می نماید.
فلذا به جهت یک مرحله ای بودن، در این موارد، شاکی یا وکیل وی باید تمامی ایرادات و جهات اعتراض خود نسبت به رأی کمیسیون را از همان ابتدا مطرح کند.
برای مثال، اگر شخصی نسبت به رأی یک کمیسیون اداری مرتبط با امور کشاورزی اعتراض داشته باشد، باید در دادخواست خود جهاتی مانند عدم صلاحیت کمیسیون، رعایت نشدن تشریفات قانونی، عدم دعوت صحیح، نقض حق دفاع، بی توجهی به اسناد و مدارک مؤثر، فقدان استدلال قانونی یا مغایرت رأی با مقررات را مطرح نماید؛ زیرا پس از صدور رأی شعبه دیوان، امکان رسیدگی تجدیدنظرخواهی وجود نخواهد داشت. البته امکان اعاده دادرسی در دیوان عدالت اداری نسبت به رای قطعی صادره، به دو روش اعمال مواد 79 و 98 قانون دیوان عدالت اداری وجود دارد.
اما در سایر شکایت های علیه جهاد کشاورزی که موضوع آنها اعتراض به تصمیم، اقدام یا خودداری دستگاه اجرایی از انجام وظیفه قانونی باشد و مشمول مقررات خاص مراجع اختصاصی اداری نباشد، رسیدگی مطابق مقررات عمومی قانون دیوان عدالت اداری انجام می شود. در این موارد، پرونده ابتدا در شعب بدوی دیوان مطرح شده و در صورت وجود شرایط قانونی، رأی صادره قابل اعتراض در شعب تجدیدنظر دیوان عدالت اداری خواهد بود. که با فرض رد شکایت نیز به مانند سایر موارد امکان اعاده دادرسی به دو روش اعمال مواد 79 و 98 وجود دارد.
آیا امکان صدور دستور موقت علیه جهاد کشاورزی وجود دارد؟
در دعاوی علیه جهاد کشاورزی، امکان درخواست دستور موقت وجود دارد؛ اما مرجع صالح برای رسیدگی به این درخواست، با توجه به ماهیت دعوا تعیین می شود. بنابراین، صرف اینکه طرف شکایت جهاد کشاورزی باشد، موجب صلاحیت یک مرجع خاص برای صدور دستور موقت نخواهد بود و ابتدا باید مشخص شود اختلاف، ماهیت اداری دارد یا حقوقی.
چنانچه موضوع دعوا، اعتراض به تصمیمات و اقدامات اداری جهاد کشاورزی یا مأموران آن در حدود وظایف قانونی باشد؛ مانند اعتراض به تصمیمات مربوط به مجوزها، اقدامات اجرایی، تصمیمات مرتبط با اراضی، خودداری از انجام وظیفه قانونی یا سایر موارد موضوع صلاحیت دیوان عدالت اداری، درخواست دستور موقت باید از دیوان عدالت اداری مطرح شود.
اما در مواردی که اختلاف با جهاد کشاورزی ماهیت حقوقی داشته باشد و رسیدگی به اصل دعوا در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی باشد؛ مانند برخی دعاوی مالی، قراردادی یا مطالبه خسارت، درخواست دستور موقت باید از همان دادگاه صالح و مطابق مقررات قانون آیین دادرسی مدنی مطرح شود.
اما شرایط اصلی صدور دستور موقت علیه جهاد کشاورزی عبارت است از:
- وجود فوریت؛ به این معنا که تأخیر در رسیدگی و انتظار برای صدور رأی نهایی، موجب از بین رفتن فرصت جبران حق یا ورود خسارت جدی شود.
- احتمال ورود خسارتی که جبران آن در آینده غیرممکن یا دشوار باشد؛ به نحوی که صدور حکم نهایی به تنهایی نتواند وضعیت زیان دیده را به حالت سابق بازگرداند.
- وجود ارتباط مستقیم میان اقدام یا تصمیم مورد اعتراض و خسارت احتمالی.
- ارائه دلایل و مدارکی که ضرورت صدور دستور موقت را برای مرجع رسیدگی کننده روشن نماید.
به موجب تجربه عملی، موفقیت در اخذ دستور موقت علیه جهاد کشاورزی، صرفاً با طرح یک درخواست کلی امکان پذیر نیست؛ بلکه نیازمند تشخیص صحیح مرجع صالح، بیان دقیق فوریت، اثبات احتمال ورود خسارت غیرقابل جبران و ارائه مستنداتی است که ضرورت مداخله فوری مرجع قضایی را اثبات نماید.
هزینه شکایت از جهاد کشاورزی در دیوان عدالت اداری و دادگاه چقدر است؟
هزینه شکایت از جهاد کشاورزی با توجه به نوع دعوا، مرجع رسیدگی کننده و مالی یا غیرمالی بودن خواسته متفاوت است. بنابراین نمی توان یک مبلغ ثابت برای تمام دعاوی علیه جهاد کشاورزی تعیین کرد؛ زیرا ممکن است یک پرونده صرفاً ناظر به اعتراض به تصمیم اداری باشد و در صلاحیت دیوان عدالت اداری قرار گیرد، اما پرونده دیگر مانند مطالبه خسارت یا اختلاف قراردادی، در صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی باشد.
در دعاوی اداری علیه جهاد کشاورزی که در صلاحیت دیوان عدالت اداری قرار دارد، مانند اعتراض به تصمیمات و اقدامات اداری، درخواست الزام دستگاه به انجام وظیفه قانونی یا ابطال تصمیم اداری، هزینه دادرسی مطابق تعرفه های قانونی دعاوی دیوان عدالت اداری دریافت می شود و با دعاوی مالی دادگاه ها متفاوت است.
اما در دعاوی حقوقی علیه جهاد کشاورزی که در دادگاه عمومی حقوقی مطرح می شود، هزینه دادرسی بر اساس ماهیت دعوا تعیین می شود. در دعاوی غیرمالی، هزینه دادرسی مطابق تعرفه دعاوی غیرمالی محاسبه می شود، اما در دعاوی مالی مانند مطالبه خسارت، مطالبه وجه یا برخی اختلافات قراردادی، هزینه دادرسی بر مبنای مبلغ خواسته تعیین خواهد شد.
علاوه بر هزینه دادرسی، در برخی پرونده ها ممکن است هزینه های دیگری مانند هزینه کارشناسی، تحقیقات محلی، تهیه مدارک، ترجمه اسناد یا حق الوکاله وکیل نیز به هزینه های پرونده اضافه شود. میزان این هزینه ها با توجه به موضوع پرونده، پیچیدگی اختلاف و اقدامات مورد نیاز برای اثبات دعوا متفاوت خواهد بود.
نحوه اجرای رای علیه جهاد کشاورزی در دیوان عدالت اداری و مراجع قضایی
اجرای رای محکومیت جهاد کشاورزی صادره از دیوان عدالت اداری
مطابق ماده ۱۰۷ قانون دیوان عدالت اداری، کلیه اشخاص و مراجع مذکور در ماده ۱۰ این قانون مکلفند آرای دیوان را پس از ابلاغ، به فوریت اجرا کنند. همچنین بر اساس ماده ۱۰۸ اصلاحی ۱۴۰۲، شعبه دیوان پس از ابلاغ رای، پرونده را به واحد اجرای احکام دیوان ارسال می کند و محکوم علیه مکلف است ظرف یک ماه نسبت به اجرای کامل رای یا جلب رضایت محکوم له اقدام و نتیجه را به صورت کتبی به واحد اجرای احکام اعلام کند.
بنابراین، چنانچه جهاد کشاورزی به موجب رای قطعی دیوان محکوم شده باشد، محکوم له برای اجرای رای نیازی به طرح دعوای مجدد در دادگاه ندارد، بلکه باید اجرای رای را از طریق واحد اجرای احکام دیوان عدالت اداری پیگیری کند.
در صورتی که جهاد کشاورزی از اجرای رای قطعی خودداری کند، موضوع در چارچوب مقررات استنکاف از اجرای آرای دیوان قابل پیگیری است. مطابق ماده ۱۱۰ اصلاحی قانون دیوان عدالت اداری، واحد اجرای احکام در صورت استنکاف محکوم علیه، موضوع را به رئیس دیوان گزارش می کند و پرونده برای رسیدگی خارج از نوبت به شعبه صادرکننده رای قطعی ارجاع می شود.
همچنین در مواردی که اجرای رای مستلزم تصمیم شورا، هیات یا کمیسیون باشد، اعضای موثری که از تبعیت از رای دیوان خودداری کنند، حسب مورد مستنکف شناخته می شوند.
مهم تر اینکه مطابق ماده ۱۱۲ اصلاحی ۱۴۰۲، در صورت احراز استنکاف از اجرای رای دیوان، مستنکف می تواند به انفصال از خدمات دولتی تا پنج سال یا محرومیت از حقوق اجتماعی تا پنج سال و نیز جبران خسارت وارده محکوم شود. رسیدگی به استنکاف نیز خارج از نوبت انجام می شود.
بنابراین، در فرض رای صادره از دیوان، مسیر صحیح این است که محکوم له ابتدا اجرای رای را از واحد اجرای احکام دیوان مطالبه کند و در صورت عدم اجرای حکم، حسب مورد موضوع استنکاف و ضمانت اجراهای قانونی آن را پیگیری نماید.
اجرای حکم محکومیت جهاد کشاورزی صادره از دادگاه
اما اگر جهاد کشاورزی به موجب حکم قطعی دادگاه عمومی یا سایر مراجع قضایی صالح محکوم شده باشد، اجرای حکم در صلاحیت واحد اجرای احکام همان مرجع قضایی خواهد بود و صرف دولتی بودن محکوم علیه موجب انتقال پرونده اجرایی به دیوان عدالت اداری نمی شود.
در این فرض، اگر محکومیت جهاد کشاورزی مالی باشد، مقررات قانون نحوه پرداخت محکوم به دولت و عدم تامین و توقیف اموال دولتی مصوب ۱۳۶۵ نیز باید مورد توجه قرار گیرد. مطابق ماده واحده این قانون، وزارتخانه ها و موسسات دولتی که درآمد و مخارج آنها در بودجه کل کشور منظور می شود، مکلفند محکوم به قطعی را از محل اعتبارات مربوط به تعهدات بودجه سنوات قبل و در صورت عدم امکان، از محل های قانونی و اعتبارات بودجه سال بعد پرداخت کنند. همچنین تا مهلت مقرر قانونی، توقیف اموال منقول و غیرمنقول دستگاه های مشمول، در صورت فقدان اعتبار لازم برای پرداخت محکوم به، امکان پذیر نیست.
بنابراین، در محکومیت مالی جهاد کشاورزی، نمی توان بلافاصله و بدون توجه به شرایط مقرر در قانون سال ۱۳۶۵، اموال دستگاه را توقیف کرد. ابتدا باید وضعیت اعتبار و شرایط قانونی پرداخت محکوم به بررسی شود.
در خصوص پایان مهلت قانونی نیز نظریه مشورتی شماره ۷/۵۶۶۵ مورخ 1374/09/8اداره کل حقوقی قوه قضائیه مقرر داشته است که، چنانچه محکوم به دولت ظرف یک سال و نیم پس از انقضای سال صدور حکم پرداخت نشود، اجرای احکام می تواند مطابق مقررات قانون اجرای احکام مدنی اقدام کند.
در نتیجه، اگر حکم دادگاه علیه جهاد کشاورزی ناظر بر پرداخت وجه باشد، محکوم له باید تقاضای صدور اجراییه و تشکیل پرونده اجرایی را از مرجع قضایی صادرکننده حکم پیگیری کند و در عین حال، مقررات خاص مربوط به پرداخت محکوم به دستگاه های دولتی را نیز در نظر داشته باشد.







